نوشته شده در تاريخ جمعه ششم خرداد 1390 توسط بهارك |
این رمان حکایت دختری هست که بنا به اتفاقی با خانواده یه دوستش آشنا میشه این آشنایی به خانواده میکشه تا این که
پسر خانواده به ایران بر میگرده این دو باهم ازدواج میکنند ولی..................
این رمان به درخواست و پیشنهاد یکی از دوستان هستش

